تبليغاتX
شهر عشق

شهر عشق

به بدو عشق خوش آمديد
اميدوارم كه دقايق خوشي را در اين سايت به سر ببريد. با زهم به ما سر بزنيد.

منوی کاربردی

پيغام مدير :
به بدو عشق سايت عاشقهاي دلسوخته خوش اومديد. بزار همين اول يه چيزي بگم ( زيبا رويان وفا ندارند) همين و بس . گفتم كه هواستون جم باشه



وبلاگ ما را صفحه خانگی خود کنید اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها

خبر نامه سایت





Powered by WebGozar



جستجوگرGoogle

لوگو ما

نظر سنجی

آمار سایت

.: تبلیغات :.

 

Shadmehr Official Weblog




/ نوشته شده توسط ندگا در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 20:13

.: مهم :.

 



 

 



 

 



 

 



 

 



 




/ نوشته شده توسط ندگا در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:23

.: …صدای خش خش برگای خزونی :.


این روزا کارم شده
سیاوش گوش کردن و بدون اشک ، گریستن به حال زار خودم . می دونی که چقدر تنهام ؟ آره
تو خوب می دونی _ مطمئنم ؛

اینو وقتی فهمیدی که دیدی هرجا می ری .. هر جا از دستم می گریزی ، بازم تا سر
برگردونی می بینی شبح ِ آواره ی من دنبالت اومده .. نمی تونه دست ازت برداره . بی
فریب و بی دریغ دوستت داره و جونش به نگاهت بسته ….

این روزا کارم شده صورت به سیلی ِ باد سپردن و فشار ِ انفجار ِ روزی هزار بغض کهنه
رو توی سینه به گرداب سکوت سپردن ..

درونم شده یه گورستان مخروبه که دیگه حتا هیچ مرده ای رو توش دفن نمی کنن . سنگلاخ
ِ بی سنگ وجودم دیگه خارم پرورش نمی ده .. فک کردی خودم نمی دونم ؟ فک کردی من نمی
فهمم ؟ فک کردی منم یه مترسک ِ مرده ی بی روحم ؟ ولی شاید منم یه روز آروم قلب کسی
بودم ؟! همون کسی که منو گذاشت و رفت … همون که قلبش مهربون ترین قلب دنیای من
بود

افســـــــــــــوس !! بی اونکه حتا بگه چرا می ره .. بی اونکه بهم بگه آخرین
نگاهامو دارم بهش می ندازم … بی اونکه بهم بگه چرا ..

شاید خواب بودم

شاید همش خیال بود ؟

( ؟! )




/ نوشته شده توسط ندگا در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:39

.: زنده بگور :.

سیگار پشت سیگار … حالا دیگه زندگیم کاملا از هر امید و عشقی خالی شد . دیگه نمی دونم شب و روز چه جور میگذره برام ؛ شاید مث همین تلنگری که می زنم تا خاکستر سیگارو بتکونم ، زندگیمم همینجوری داره می سوزه و می ریزه .. شک نکن من تمومه کارم

آخه تیر خلاص که نمی پرسه کار دیگه ای هست که بخوای تمومش کنی یا نه….. می خوام خودمو توی دود و الکل خفه کنم و دیگه نه کسی رو ببینم نه صدایی بشنوم . بی صدا تر از یه حباب شکستم . بی توقع تر از یه بغض ترکیدم . راحت تر از یه سوسک له شدم ! دیگه چه نگاهی چه دستی … چه کشکی ؟ نگو خدا بزرگه .. بگو من چقدر ظرفیت دارم مگه ؟ وقتی خدا هم بهت نگاه نمی کنه و محل نمی ذاره دیگه چه فرقی می کنه زندگی و مرگ ؛ انسان و یا یک ته سیگار سوخته و به باد رفته .. وقتی تمام قداست های وجودت یه مرتبه الکی بشن و شیشکی بکشن برات ؛ وقتی زنده زنده بکنندت توی گور .. فک می کنی صدات به گوش خدا ( ! ) برسه ؟ یه خواهش : دست از سرم بردار




/ نوشته شده توسط ندگا در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:35

.: مناجات :.

 

الهی! هرچه بی طلب به ما دادی به سزاواری ما تباه مکن و هرچه بجای ما کردی از نیکی، به عیب ما بریده مکن و هرچه نه به سزای ما ساختی به ناسزایی ما جدا مکن.

خداوندا! تو ما را جاهل خواندی، از جاهل جز جفا که آيد

 

الهی! فریاد از این خواری خود، که کس را ندیدم به زاری خود،فریاد از این سوز که از فوت تو در جان ما! در عالم کس نیست که ببخشد بروز و زمان ما.

 

گفتم صنما، مگر که جانان منی، اکنون که همی نگه کنم جان منی.

 

الهی! در سر آب دارم، در دل آتش، در باطن ناز دارم در ظاهر خواهش، در دریایی نشستم که آن را کران نیست، به جان من دردی است که آن را درمان نیست، دیده ی من بر چیزی آمد که وصف آن را زبان نیست، خصمان گویند کاین سخن زیبا نیست، خورشید نه مجرم ار کسی بینا نیست.

 

الهی! همه به تن غریبند و من به جان و دل غریبم، همه در سفر غریبند و من در حضر غریبم.

 

الهی! اگر بردار کنی، رواست، مهجور مکن، و اگر به دوزخ فرستی رضاست، از خود دور مکن.

 

الهی! عاجز و سرگردانم نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم.

 

الهی! مکش این چراغ افروخته را و مسوز این دل سوخته را.

 

کریما! گرفتار آن دردم که تو درمان آنی، بنده ی آن ثنا ام که تو سزای آنی من در تو چه دانم؟ تو دانی!تو آنی که گفتی من آنم! آنی.

 

الهی! حاضری چه جویم؟ ناظری چه گویم؟

 

الهی! همچون بید می لرزم که مبادا به هیچ نیرزم.

 

الهی!

فاسقان زشتند،

زاهدان مزدور بهشتند،

ای منعم و توّاب و ای آفریننده ی خلقان از آتش و آب،

فریادرس از ذلّ حجاب و فتنه ی اسباب شوریده و دل خراب.بر رخ از خجالت گرد داریم و در دل از حسرت درد داریم و روی از شرم گناه زرد داریم، اگر بر گناه مصرّیم، بر یگانگی مقرّیم.در دلهای ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز باران رحمت مبار.





/ نوشته شده توسط ندگا در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:10

.: بلبل عاشق :.

 

به بلبلی عاشق گفتم ....

تا به حال از گلی پژمرده سراغی گرفته ای ...؟

با بوته ای سرما زده همنشینی کرده ای ....؟

به عیادت گل حسرت رفته ای .....؟

بوسه ای بر گلبرگهای گل انتظار نشانده ای ....؟

تا به حال در گورستان پائیز بوته لرزانی را در آغوش گرفته ای........ ؟ قلبت را بر خارش فشرده ای ......؟ با خون گرمت آبیاریش کرده ای......؟ و با گرمای وجودت معشوق را  به گل نشانده ای....!!!!؟؟؟؟

 تو هم مثل ما انسانها هزار رنگی و عاشق رنگ ...کنار گلی خوشرنگ می نشینی.. آواز ریا سر میدهی گل دلداده را رها میکنی .... می پژمرانی .....تمامی عمر کوتاهش را به انتظارت می نشانی ...و هوسبازانه به خلوت گلی دیگر می گریزی.......... !!!!!





/ نوشته شده توسط ندگا در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:7

.: عشق! :.

عشق يعني شاعري دلسوخته ، عشق يعني آتشي افروخته
عشق يعني با گلي گفتن سخن ، عشق يعني خون لاله بر چمن
عشق يعني شعله بر خرمن زدن ، عشق يعني رسم دل بر هم زدن
عشق يعني يك تيمم يك نماز ، عشق يعني عالمي راز و نياز
عشق يعني با پرستو پر زدن ، عشق يعني آب بر آذر زدن
عشق يعني چون محمد پا به راه ، عشق يعني همچو يوسف قعر چاه
عشق يعني بيستون كندن بدست ، عشق يعني زاهد اما بت پرست
عشق يعني قطره و درياشدن عشق يعني همچو من شيدا شدن
عشق يعني يك شقايق غرق خون ، عشق يعني درد و سخت در درون
عشق يعني يك تبلور يك سرود ، عشق يعني يك سلام و يك درود

عشق يعني مستي و ديوانگي، عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر ، عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني سر به دار آويختن ، عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن ، عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن يا ساختن ، عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظارو انتظار ، عشق يعني هر چه بيني عكس يار
عشق يعني ديده بر در دوختن ، عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب ، عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني سوز ني ، اه شبان ، عشق يعني معني رنگين كمان







/ نوشته شده توسط ندگا در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:4

.: برهوتی بنام زندگی! :.

دیروز زندگي در اين ديار ، نفريني بود بس عجيب، در دست زمانه
و زندگي مي كرديم در برهوتي به نام ِ اسارت
دست و پا مي زديم ميان ِ ماندن و رفتن

و امروز، زندگي كردنمان ، كابوسي شد در حبابي به نام ِ حماقت
در دست ِ زمانه اي غريب و بي حاصل
و امروز بايد تا به كي دست و پا بزنيم ميان ِ اسارت و آزادي؟
و چه سخت است ديدن و نشستن و نگاه كردن به آنچه خود ساختيم در حبابي به نام حماقت! ولي زندگي ناميديمش
اينست و اينجاست برهوتي به نام ِ زندگي!...




/ نوشته شده توسط ندگا در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:1

.: تسکین! :.

آهنگ ها تنهایی را تسکین می دهند; اما تسکین تنهایی، تسکین درد نیست. در کنار بیگانه ها زیستن در میان بی رنگی و صدا زیستن است. اینک اصوات، بی دلیل ترین جاری شدگان در فضا هستند. وقتی همه می گویند، هیچ کس نمی شنود. به خاطر داشته باش! سکوت، اثبات تهی بودن نمی کند. اینک آنکه می گوید، تهی ست- و رفتگران، بی دلیل نیست که شب را انتخاب کرده اند.




/ نوشته شده توسط ندگا در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:59

.: به تماشای آبهای سپید ! :.

آزاده ی آفتاب پرست شدم !

با تمام وجودم آفتاب رو می بلعم  ،

تک تک صدا ها رو با تک تک سلول های بدنم حس می کنم !

ثانیه های زندگی رو با این ذهن خسته مرور می کنم

شیرینی ‌‌‌ِ لبخندی که جز از لب های یه بچه ی معصوم انتظار نمیره ، جایی دلم رو می لرزونه که فکرشم نمی کردم ...

شوری ِ چند قطره ای که در نطفه خاموش می شه ، خرد  َم می کنه ...

اونوقته که این دل درب و داغونم که با چنگ و دندون قطره قصره های امید رو جمع کرده و می کنه ...

تو این آخرین روزهای پاییز می گیره .




/ نوشته شده توسط ندگا در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:6

.: گل ناز :.

 

این روزا همه میرن مسافرت

آرزو میکنم امسال اگه بار سفری در پیشه

اون سفر کرده هیچوقت فراموش نشه

آرزو میکنم در نبود همدیگه به دلتنگیامون مسلط باشیم 

همیشه یادمون باشه چمدون خاطراتو محکم ببندیم  
 
همه هفته ها رو تا كنيم و با عشق توی چمدون بزاریم
 
همه ماه ها رو مرتب كنيم و روی هم بچينيمشون
 
همه سال ها روجمع كنيم و به چمدون خاطره ها مون اضافه كنيم
 
تو جیبای چمدونمون
 
پراز شنبه و یکشنبه و .......  باشه
 
 
 
اصلا نگاه نکنیم که یه نفراون بالاس
 
که داره  به اين كارمون می خنده
 
اون همیشه تو دلش به آدما میخنده
 
حتما تو دلش ميگه عجب آدمايين اينا 
 
آخه این همه خاطره ها و این همه ماه
 
 و هفته رو میخوان چیکار  ؟؟؟
 
همه این چیزارو میشه تو دل جا داد
 
 اصلا به چمدون احتیاجی ندارن 
 
تازه مگه من ميزارم آدما چمدون با خودشون بیارن
 
همون چند ثانیه اي که بهشون فرصت دادم بستشونه!!!



/ نوشته شده توسط ندگا در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:5

.: یه سری والپیپر زیبا پرسپولیس :.

مژده به پرسپولیسی ها اینم یه سری والپیپر زیبا

برای دیدن سری کامل عکس ها رویwww.bia2ir.sub.irادامه مطلبwww.bia2ir.sub.irکلیک کنید 



ادامه مطلب

/ نوشته شده توسط ندگا در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:45

.: درد دل :.

راستش هر جا رفتم نتونستم درد دل کنم...اینجا بهترین جای درد دله...جایی که یه روزی با عشق ساختمش...ساختمش که همه غمام رو بریزم توش...کجا بهتر از اینجا...جایی که باهاش خیلی خاطره دارم...حالا که تنها شدم تو میشی بهترین دوستم...با آهنگی که داری آرومم میکنی...همه غمایی که من دارم تو هم داری...پس بهتره که باهم باشیم این چند روزه رو...فقط مواظب باش کسی رو ناراحت نکنیا...چون تو منی...ومن بازم برای یک نفر مینویسم و تا وقتی من زنده ام تو نیز زنده ای و باید با هم آواز دل سر بدیم...ممنونم ازت مشکی من...

بذار برن  بذار همه برن   بذار تنهای تنها بشی  تنهایی رو دوست دارم   تنهام بذارید میخوام راحت بمیرم




/ نوشته شده توسط ندگا در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:20

.: نیمه شب :.

نیمه شب در دل دهلیز خموش
ضربه پایی افکند طنین
دل من چون دل گلهای بهار
پر شدم از شبنم لرزان یقین
گفتم این اوست که باز آمده
جستم از جا و در ایینه گیج
بر خود افکندم با شوق نگاه
آه لرزید لبانم از عشق
تار شد چهره ایینه ز آه
شاید او وهمی را می نگریست
گیسویم در هم و لبهایم خشک
شانه ام عریان در جامه خواب
لیک در ظلمت دهلیز خموش
رهگذر هر دم می کرد شتاب
نفسم نا گه در سینه گرفت
گویی از پنجره ها روح نسیم
دید اندوه من تنها را 
 عطر سوزان اقاقی ها را
تند و بیتاب دویدم سوی در
ضربه پاها در سینه من
چون طنین نی در سینه دشت
لیک در ظلمت دهلیز خموش
ضربه پاها لغزید و گذشت
 باد آواز حزینی سر کرد

من چه تلخم امشب

آتیش گرفتم می تونی پیپتو با آتیش جنازه روشن کنی

من دیوونم    آره دیوونم   تیمارستانیم    آره کلکسیونی از غم عالیم




/ نوشته شده توسط ندگا در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:20

.: حتي اينجا هم ديگه برات غريبه است... :.

 

حتي اينجا هم ديگه برات غريبه است...

تو كه تنهايي رو خوب بلدي...

 

 

 

رنگ تاريك چه رنگ خوبي ست

رنگ پر مزگي تنهايي ست

رنگ من تاريك است

رنگ يار من چيست ؟

رنگ او چيزي نيست

رنگ او مشكي مايل به كمي تاريكي ست

اگر او ميدانست كه چه رنگ خوبيست

باز با مشكي خود رنگ مرا مشكي مشكي ميكرد

من همان تاريكم

من همان صورتي رنگ پريدم كه به شب تاريكم

روز من صورتي صورت يار

روز من كاغذ رنگي كه كمي خطي خطي مشكي است

واي من تاريكم

واي من مشكي مشكي ميخوام

چه كسي رنگ مرا مشكي مشكي ميكرد

او كجاست !!؟

 

 

 

رفتم كه گم شوم چو يكي قطره اشك گرم

در لابه لاي دامن شبرنگ زندگي

رفتم كه در سياهي يك گور بي نشان

فارغ شوم ز كشمكش و جنگ زندگي

 

 

 

سرد است اينجا... سرد سياه

و تو سياهي من را به تمسخر گرفته اي

باشد كه سياهي من سفیدی تو را خط خطی نکند...

 

میتونم پیپ بکشم... 




/ نوشته شده توسط ندگا در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:18

.: باورم نکردند...! :.

متولد ماه سردم...شاید این سرما برای سیاهی رنگم تضادی زیبا نباشه...و شاید هم!

قاصدک! در دل من همه کورند و کرند...

امروز تمام نوشته هایم را ورقی کردم تا باد ببرد...امروز دیوانه ام،شاید این بار تفاوت دارم شاید،من "شالوکاست" یک دیوانه ام،مرا آقای"شالو" صدا بزنید...ممکن است؟

امروز خندیدم خیلی برای احمق بودنم برای اینکه حرفهایم باد گونه است و باد فقط میخواندش...بگذریم

امروز هوا خوب است...خورشید برای اولین بار چشمکم زد،انگار تاییدم میکند،دوستش دارم جمله ایست که زیاد تکرارش میکنم،چه سود که بی مزه است و گاهی بدمزه...خنده شیرین است به شرط اینکه بر آب نخندی!

دیوارهای اتاقم را مشکی کردم ولی رنگ چشمانم مشکی نشد،سوال سختی ست جوابش را نمیدانم ولش کن...سیب خوردم دیروز با اینکه دلم موز میخواست،اشکال نداره هر دو تاشون زردن...

تو خوبی شالین؟

اوه معرفیش نکردم شالین شبیه من است،دیوانه است اما نه به اندازه من...ما سه نفریم تو این اتاق که هر کدوممون یه جوریم...نفر سوم شاسوساست، دوست داره شبیه من باشه،خوب چه کند دیوانه است...

اینجا نسبت به اتاقهای دیگر کمی بزرگتر است،من که راضی ام...راستش اسم این تیمارستان رو یادم نمیاد،آخه منو وقتی آوردن تو خواب بودم.

شاسوسا بشین دارم زِر میزنم، اه اگه این بذاره می نویسم، بی شعور مدادامو کردم تو دماغش داره واسه من ادا در میاره...شالین پسر خوبیه!

رئیس این تیمارستان که مثل پنگوئن می مونه،مرتیکه پر روح قیافش مثل قاشق می مونه واسه ما ادای چنگالو در میاره...

خوب فکر میکنم که همه چیزو در مورد اوضاع جدیدم بهتون گفتم...بدک نیست...میگذرونیم.

دیروز خواب خدا رو دیدم،هر چقدر من بدم اون خوبه،هر چقدر من گناهکارم اون بخشنده است،چیزی ندارم بهش بگم جز اینکه دوستش دارم...راستش دلیل اصلیم برای تغییر خودشه(منظورم خداست)

 

پی نوشت1:بگذارید که در خدمت سکوت و آرامشی درونی باشیم،آرامشی به جانب درون و شفایی درونی

پی نوشت2: واسه غصه نخوردن بهتره که مشغول باشی،به چی... نمیدونم(اینو از تو یاد گرفتم)

پی نوشت3: عام ها هیچ وقت سایه اشان نقش دیوار نمیشود...تاریک ترین ساعت شب،ساعت قبل از طلوع آفتابه.




/ نوشته شده توسط ندگا در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:18

.: گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ :.

از پشت شیشه، تصویر این شهر، دلگیر همیشه

شهر غریب، دلهای غمگین، هوای بی تو، هوای سنگین

خونه ی بی تو، مثل یه زندون، حیف من و تو، حیف عشقمون

خونه ی بی تـــــــو مثل یه زندون حیف من و تو حیف عشقمون

حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من

عشق اگه بود، عشق تو بود، ای گل من

حیف تو بود، حیف تو بود، ای قلب من

...آخر جاده عاشقی تنها شدم

گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ

گفتی پشیمون، گفتم که هرگز

نفس بریده، دستای لرزون

اشک توی چشمام، حیف نگفتم بمون

غم یه عــاشـــق .. غم کمی نیست، چه فایده از اشـــک وقتی، وقتی کسی نیست

درد یه عاشق، درد کمی نیست، چه فایده از اشک، وقتی، وقتی کسی نیست

حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من، عشق اگه بود، عشق تو بود ای گل من

حیف تو بود، حیف تو بود، بر باد بری، مثل یه قصه ی کهنه شده از یاد بری

گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ




/ نوشته شده توسط ندگا در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:12

.: خاكستر :.

ديدم در آن کوير درختی غريب را
محروم از نوازش يک سنگ رهگذر
تنها نشسته....بی برگ و بار
زير نفسهای آفتاب..در التهاب
در انتظار قطره اي باران
در آرزوي آب...
ابري رسيد
چهره درخت از شعف شكفت
دلشاد گشت و گفت:
آي ابر
اي بشارت باران
آيا دل سياه تو از آه من بسوخت؟؟
غريد تير ابر
برقي جهيد و چوب آن درخت كهن بسوخت...
چون آن درخت سوختم در كوير عمر
ديدم كه گرد باد خاكستر وجود مرا با خودش نبرد...



/ نوشته شده توسط ندگا در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:12


مطالب قبلی

مهم
…صدای خش خش برگای خزونی
زنده بگور
مناجات
بلبل عاشق
عشق!
برهوتی بنام زندگی!
تسکین!
به تماشای آبهای سپید !
گل ناز
یه سری والپیپر زیبا پرسپولیس
درد دل
نیمه شب
حتي اينجا هم ديگه برات غريبه است...
باورم نکردند...!
گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ
خاكستر
چرت و پرت
خسته ام ....
غروب...

منوی وبلاگ

لوگو دوستان

گالري قالب وبلاگ

بدو عشق

موضوعات
آرشیو
آدرسهای ورود به سایت
www.bo2eshgh.dom.ir www.bo2eshgh.2ir.ir www.bo2eshgh.tk


GHALEBKADEH

قالب های رایگان
آموزش طراحی قالب
بهترين سايت در مورد فروش عالات موسيقي و گيتار
يه وبلاگ قشنگ و عاشقانه
يه وبلاگ عاشقونه ديگه قشنگتر از همه
حرفه دل عاشق
سودا
درياي عشق
بهترين سايت قالب وبلاگ ـــ حتما ببين
بهترین قالب های عاشقانه(همین قالب)
یه سایت که بهترین کارت پستال ها رو داره
عکس های بازیگران ایرانی و خارجی
وبلاگ نيكو خانوم
آقا شایان گل
بروبكس رپر امارات
معجزه عشق
سایت تخصصی موبایل
سایت طرفدارن شادمهر عقیلی
آفتابی ترین سایه
Designer : ندگا

کپي برداري از مطالب سايت فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد
All Rights Reserved 2006 © by
http://nedga.blogfa.com
This Template Rendition By
ندگا

لینک باکس